@trawxo

@trawxo
|•عشق و قمار💔🙂•|

#PART_‌6
#طاها
بزور دستشو کشید بردم تو اتاقم...
طاها:ببین مامان من مریضه و گفته که باید تا دو سه روز دیگه ازدواج کنم خب واسه همین سر تپ قمار کردم و ازت ی خاهشی دارم اونم اینکه وقتی مامانم پیشمه مث زنو و شهرای واقعی باهم رفتار کنیم رها مامانم معلوم نیس چن روز دیگه زندس ازت خاهش میکنم کمکم کن بعدش اصلا طلاق بگیرمیم قول میدم بهت دست نزنم باشع؟!
رها:فقط و فقط بخاطر مامانت قبول میکنم :)
اما از حدت بیشتر رفتار نکن باشع؟!
طاها:باشه بابا حالا انگار توفس :|
رها:پس قبول نمیکنم
طاها:اوف ببخشید باشه باشع
رها:خوبه همیشه باید بهم بگی چشم
طاها:حرف نزن بابا خیلی بتونم تحملت کنم بگم اوک من خابم میاد ممکنه مامانم هر دیقه بیاد پس توام بغلم تو تخت بخاب
رها:اوهع بروبابا نمیخام...
طاها:بکپ کنارم بهت دس نمیزنم رهاااا
رها:وای خدااا باشع
کنارش دراز کشیدم پشتمو بهش کردم ک صداش اومدش...
طاها:فردا بریم عقد کنیم
رها:اگه ازدواج کنیم بعدش طلاقم ندی چی؟
طاها:هیچی مجبورم بات زندگی کنم
رها:هر هر بامزه باید یجایو امضا کنی ک هر وقت خاستم بتونم از جدا شم...
طاها:باشه
رها:بخاب شب بخیر
طاها:....

•ادامه دارد💦🤍•
•انرژی کامنت💜🌸•

saghar🥰🥰
دیدگاه ها (۵)

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جونگکوک:اما پدر جئون...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭: ²ویو اتچند ساعت گذشته بود...ولی من ...

سناریو ایدل رویایی پارت اخر

....پارت دهم.....

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت دوم: ائتلافِ اجباریتوی پارکینگِ خون...

عشقی حقیقی

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

THE FIRST KISSPART: 1ویو ات: چند روزه به شدت حواس پرت شدم غذ...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.2جیمین:آه از دست تو کوک از دست تو....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط