{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#باران ❣پشت این پنجره

#باران ❣پشت این پنجره
جز هیچِ بزرگ، هیچی نیست.
قصه اینجاست که باید بود،
باید خواند
پشت این پنجره ها
باز هم باید ماند،
و نباید که گریست
باید زیست...!

#حسین_پناهی

#دلنوشته#عکسنوشته
#بوقت دلتنگی#باران_پاییزی
#عاشقانه _خاص


#دلبر ฿ѦℜѦη.℘ѦˠizЇ💛
دیدگاه ها (۰)

از فاطمیه می‌توان قصه ای ساخت به نام : تنهایے علے ‘:)💔یازهــ...

𝖕𝖆𝖗𝖙۷ساعت نه صبح بود که لیسا وارد دفتر جونگ کوک شد.اولین بار...

LESSON

پیامی که نباید می‌رسید پارت ۱ | پیامی که نباید می‌رسید ساعت...

P8جئون پشت میز بزرگ و تیره‌ی دفترش نشسته بود. چراغ‌های کم‌نو...

سکوت

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت چهارمصبح روز بعد، کوک زودتر از ...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۰ | هانولآدرس روی کاغذ، آنها را به یک کافه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط