{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز نبودی

دیروز نبودی
به جای تنت
گلی را بوییدم
امروز نیستی
به جای گره ی دستانمان
سبزه ای گره زده ام
فردا نیستی
فردا, قولش را به دریا داده ام
به جای صدایت
دریا را گوش کنم
و روزهای دیگر
روزهای دیگری که نیستی
قولشان را به خیابان , کوچه
به کدام کوه بدهم
روزهای دیگری که نبودنت
برای مغز دیوانه ام نقشه کشیده
روزهایی که نه تلخ میگذرد
نه شاد
ساعتهایی که تنها درگیر توام
درگیر قولهایمان
چقدر عاشقت بمانم
وقتی که نیستی
چقدر زندگی کنم
وقتی که
بی تو باید نفس بکشم
چقدر زنده باشم
وقتی که
سالهاست بی تو مرده ام...
دیگر چه فایده وقتی من در جوانی کاسه ی مرگ را نوش کرده ام
دیدگاه ها (۲۲)

پروانه جان

سنجاب کوچولوی من، تولدت مبارک🤏🥹تولدت مبارک به پسری که someho...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

رمان انتقام ازدواج کامل

p26

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

My lovely neighbor part : 83

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟺 | یک قدم نزدیک‌ترروز بعد، ساعت چهار عصر.ا/ت جلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط