تاجوطوفان

#تاج_و_طوفان

#تاج_و_طوفان
پارت ۱۹۷: فاصله‌ای که نباید شکسته شود
سوآ هنوز جلوی در ایستاده بود.
دست‌هایش می‌لرزید.
جونگ‌کوک پشت میز ایستاده بود.
همین که چشمش به سوآ افتاد…
برای یک لحظه کامل خشکش زد.
انگار تمام چیزهایی که قرار بود بگوید، از ذهنش پرید.
لب‌هایش کمی باز شد.
— سوآ…
اسمش ناخواسته از دهانش بیرون آمد.
سوآ سرش را بالا آورد.
چشم‌هایشان برای یک لحظه قفل شد.
آنقدر نزدیک…
آنقدر آشنا…
جونگ‌کوک یک قدم ناخودآگاه جلو آمد، انگار می‌خواست فاصله را کم کند.
اما ناگهان یاد حرف‌های پدرش افتاد.
فکش منقبض شد.
سریع خودش را جمع کرد.
نفس کوتاهی کشید و لحنش را رسمی کرد.
— صبح بخیر.
سوآ خیلی آرام تعظیم کرد.
— صبح بخیر… اعلیحضرت.
جونگ‌کوک نگاهش را برای یک لحظه از او گرفت.
— بیا… نزدیک‌تر.
سوآ چند قدم جلو آمد.
سینی را آرام روی میز گذاشت.
دست‌هایش هنوز کمی می‌لرزید.
چای را جلوتر هل داد.
— چای شما.
جونگ‌کوک نگاهش روی دست‌های لرزان او ماند.
چند ثانیه سکوت شد.
سوآ هنوز سرش پایین بود.
جونگ‌کوک آرام گفت:
— حالت خوبه؟
سوآ خیلی سریع جواب داد.
— بله.
اما صدایش کمی لرزید.
جونگ‌کوک نگاهش را از او نگرفت.
— مطمئنی؟
سوآ این بار سرش را کمی بالا آورد.
چشم‌هایشان دوباره به هم رسید.
اشک هنوز در چشم‌های سوآ جمع شده بود.
اما سعی می‌کرد خودش را نگه دارد.
— بله… من خوبم.
جونگ‌کوک نفس عمیقی کشید.
انگار هزار حرف داشت، اما هیچ‌کدام را نمی‌توانست بگوید.
برای اینکه خودش را جمع کند، فنجان چای را برداشت.
یک جرعه کوچک نوشید.
بعد با لحن رسمی‌تری گفت:
— از امروز تو خدمتکار شخصی منی، درسته؟
سوآ آرام سر تکان داد.
— بله.
جونگ‌کوک نگاهش را از او دزدید.
— پس باید همیشه نزدیک باشی.
قلب سوآ دوباره تندتر زد.
چند لحظه سکوت بینشان ماند.
سکوتی که پر از حرف‌های نگفته بود.
جونگ‌کوک دوباره نگاهش کرد.
و برای یک لحظه…
تقریباً داشت دوباره کنترلش را از دست می‌داد.
[ادامه دارد...]
•••
حمایت های شما قشنگای من(لایک، کامنت، بازنشر)باعث انرژی بیشتر در وجود من میشه♡
دیدگاه ها (۷)

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

LESSON

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

پارت آخر

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

پارت ۱۹۵

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیعصر، جونگ‌کوک با ماشین مشکی‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط