الهی در نهایت تاریکی جهانت از همان نقطه‌ای که فکرش را نم

الهی در نهایت تاریکی جهانت، از همان نقطه‌ای که فکرش را نم

الهی در نهایت تاریکی جهانت، از همان نقطه‌ای که فکرش را نمی‌کنی، نور بتابد، همان مشکلی که آرامشت را به‌هم ریخته، همین امروز، جوری که فکرش را نمی‌کنی، حل شود، همان‌کسی که دوستش داری و حضورش حال تو را بهتر می‌کند، سرزده از راه برسد. الهی هی اتفافات خوب بیفتد و هی تو لبخند بزنی و هی سرت را بالا بگیری و خدا را شکر کنی.
الهی سکه‌هات را بالا بیندازی و هی شیر بیفتد، اتفاقی چتر برداری و باران ببارد، اتفاقی وارد مسیری شوی و به همان مقصدی که دلت می‌خواسته، ختم شود، الهی مدام اتفاقات خوشایند بیفتد و تو در انتهای تمام آن‌ها، نفس عمیقی بکشی و لبخند موجهی بزنی و بگویی:
عجب شانسی آوردم!

الهی درست‌ترین تصمیم‌ها را بگیری و درست‌ترین انتخاب‌ها را داشته‌باشی و به درست‌ترین و بهترین دستاوردهای ممکن برسی.
الهی آنقدر خوشبخت باشی و آنقدر با آدم‌های خوب مواجه شوی و آنقدر معجزه ببینی که تصور کنی خدا از میان اینهمه مخلوق، عاشق تو شده.
الهی زندگی کنی، الهی با کیفیت زندگی کنی...🌹🌹
آریا تقدیم یکایک همه شما خوبان سرزمینم 🌺🌺🌺🌺🌺🙏🙏🙏
دیدگاه ها (۳۷)

Why Did I Fall in Love with You?P⁶شب مهمونی بالاخره رسید.+وا...

لانایی خوشکلمخواهری قشنگمخاکتوسر ویسگون که خراب بود نتونستم ...

خب خب خب.بیووومن ادیتورم. و خب میخوام ادیتامو اینجا تو ویسگو...

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p3 اخر(چند شب بعد)کم ک...

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... یادآوری! علامت...

قولی که شکستی 💗ا.ت: من هنوز دوستت دارم، جیمین. همین موضوع هم...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

سناریو دازای

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط