مامان همیشه برای من دعا می‌کنه یک روز که خیلی گرفتار بود

مامان همیشه برای من دعا می‌کنه ،یک روز که خیلی گرفتار بود

مامان همیشه برای من دعا می‌کنه ،یک روز که خیلی گرفتار بودم.به مامانم گفتم می‌خوام زنگ بزنم ،بگم‌ بابا برام دعا کنه.مامانا از بس دعا میکنن.گوشهای خدا عادت کرده.و زیاد توجهی بهش نمیکنه.ولی باباها خیلی کم پیش میاد دعا کنن و وقتی دعا کنن.خدا میگه عه داره دعا می‌کنه.بزار ببینم چی میگه
مامان هیچ چیز نگفت و سکوت کرد
چند ساعت بعد مشکلم به شکل معجزه آسایی حل شد.در حالی که هنوز زنگ نزده بودم به بابا
به مامان زنگ زدم و گفتم انصافا در این فاصلهٔ کوتاه چه کردی که معجزه شد.
گفت هیچی به خدا گفتم.من همین دعا کردن از دستم برمیاد.نذار بچه ام از دعای من و مهربونی تو ناامید بشه.
بذار اگه به دعا کردنه.خودم واسش کافی باشم همین
و من ایمان آوردم که خدا از دریچهٔ قلب مادران به ما نگاه می‌کنه
مرسی مامان که هر جا کم آوردم ،تو رو در کنار خودم دیدم🫀😚
همین الان یه زنگ به مادرتون بزنید🥹
دیدگاه ها (۳۶)

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۷| سؤالی درباره‌ی...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت»به خونه رسیدیم ، هو...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 012"""""""""""""""""""""""""""""""...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط