{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تراژدی تکراری...

تراژدی تکراری...
همیشه موضوع همینه.
یه اتفاقی میفته من میمونم و کاسه کوزه هایی که سرم شکسته.
من میمونم و قلبی که شکسته ولی صداشو کسی نشنیده.
هی میگم من عادت کردم
هی میگم بابااا من که ناراحت نمیشم
هی میگم نه بابا اشکال نداره
هی میگم من و بیخیال
و همه " هی میگم " های منو باور کردن
همه ی اطرافیانم خیلی سریع به این موضوع عادت میکنن که هر اتفاقی میفته نباید نگران باشن یه دیوار کوتاه هست که میتونید سر اون بریزید و خودتون الفرارر
شاید هم همینه ماجرا
شاید هم مشکل اینجاست که هیچ وقت خودم رو مستحق طرف ناراحت شده ی ماجرا نمیبینم
نمیدونم چرا
حس میکنم لوس بازیه که ادم ناراحت بشه
انگار به قلبم هم دستور دادم که هیییییس قرار نیست چیزی بگی
اینقدر این ماجرا تکرار شده تکرار شده تکرار شده تکرار شده تکرار شدهههههههه
که من موندم و کلی حس بد . کلی ماجرای حل نشده توی ذهن و قلبم.
میدونی کاش فقط همین بود...
وقتی یه ماجرایی اتفاق میفته
همه ی اطرافیان خودشون رو مستحق عذرخواهی میبینن
خودشون رو مستحق دلجویی میبینن
ولی چرا کسی نمیفهمه چرا کسی نمیبینه
کسی که اینجا ناراحت شده منم
کسی که اینجا باید ازش عذرخواهی بشه منم
کسی که اینجا باید هواشو داشته باشید منم نه اینکه خودش بدوعه دنبالتون از دلتون در بیاره
کسی که باید از دلش در بیاد منم
کسی که فوش خورده منم
کسی که بهش توهین شده منم
کسی که نباید به اعتمادش خیانت کنید منم
و بسیار بسیار از این " کسی که " ها
اما بیخیال
قلب کوچیکم غصه نخوری ها
همه چیز درست میشه🥲🫂
دیدگاه ها (۲)

You are mine...⁴[ویو نیلا]بعد از اینکه همه رفتن،جونگکوک از ر...

اورلورا

مهمونی خطرناکپارت=7ویو ات:بعد از اینکه کوک بهم توضیح داد یکم...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

My lovely neighbor part : ۶۸

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ ꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ꫂৎدوران تاریکی زندگی جی و کیفرꫂ...

دم خروس بیرون است مرض جای دیگریست.

سرگذشت دراکو

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط