بعد تو

𝐑𝐎𝐎𝐙𝐁𝐄𝐇 𝐁𝐄𝐌𝐀𝐍𝐈 💚

𝐑𝐎𝐎𝐙𝐁𝐄𝐇 𝐁𝐄𝐌𝐀𝐍𝐈 💚

بــعـد تـو ،
مـن در حـالِ نـوشـتـن کـتـابــی هـسـتـم کـه
اجـازه ی چـاپ نـدارد!
بــا قـلـمـی کـه غـمـگـیـن اسـت...
چـون مـی دانـد کـه مـن هـر
روز مـی تـوانـم رُمـانـی بــنـویـسـم؛
کـه در آنـهـا زنـدگـی کـردم
امـا هـیـچـکـس بــاور نـدارد!!!


《هـنـوز مـیـخـواهـم نـوشـتـه هـایـم را جـمـع کـنـم،
شـایـد بــعـد از مـن،
کـسـانـی خـوانـدنـد و مـعـروف شـدم...!..͜❤︎》🕯🌙

نــابــــخــشــودهــ✍....

#روزبــه_بــمـانـی
دیدگاه ها (۰)

𝐑𝐎𝐎𝐙𝐁𝐄𝐇 𝐁𝐄𝐌𝐀𝐍𝐈 💚مـن بــرای امـروزی کـه #تُ را نـدارم نـاراحـ...

یـک جـایـی خـونـدم ارنـسـت هـمـیـنـگـوی زمـانـی کـهـ مـشـغـو...

هدیه شایسته به خدا

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

جواب داد: سعی می‌کردم آن روز را نه مثل یک هوش مصنوعی که مأمو...

سلاممممم

شب بی پایان

چند پارتی

🦹‍♀سفیرانگلیس:در مورد طرح حجاب ایران موفق عمل کردیم.برای جمع...

خسف | قصه سی و هشتم: عثمان بن سعید (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط