هیچ جز حسرت نباشد کار من

هیچ جز حسرت نباشد کار من

هیچ جز حسرت نباشد کار من
بخت بد، بیگانه ای شد یار من

خود نمیدانم که اندوهم ز چیست
زیر لب گویم، چه خوش رفتم ز دست

بی گمان هرگز کسی چون من نکرد
خویشتن را مایهٔ آزار خویش

از منست این غم که بر جان منست
دیگر این خود کرده را تدبیر نیست

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

📝شعری که امام خامنه ای چند روز قبل از شهادتش نوشت🎙توضیحات آی...

من پریشان دیده می دوزم بر او..؛خود نمیدانم که اندوهم ز چیستز...

من پریشان دیده می دوزم بر اوخود نمیدانم که اندوهم ز چیستزیر ...

من پریشان دیده می دوزم بر اوخود نمیدانم که اندوهم ز چیستزیر ...

من پریشان دیده می دوزم بر اوخود نمیدانم که اندوهم ز چیستزیر ...

هیچ‌ جز حسرت نباشد کارمن بخت بدبیگانه ای شد یارمنبی گنه زنجی...

گاه میپرسند که اندوهت ز چیست?فکرت آخر از چه رو آشفته است?گاه...

«همزبانی نیست تا برگویمشرازِ این اندوهِ وحشتبارِ خویش، بی گم...

هم زبانی نیست تا برگویمش راز این اندوه وحشت بار خویش بی گمان...

هم زبانی نیست تا برگـــو یمشراز این انــدوه وحشت بارخویشبی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط