من پریشان دیده می دوزم بر او

من پریشان دیده می دوزم بر او
خود نمیدانم که اندوهم ز چیست
زیر لب گویم ، چه خوش رفتم ز دست
از منست این غم که بر جان منست
دیگر این خود کرده را تدبیر نیست


#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۲)

در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیستمی‌رسم با تو به خانه، ا...

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

🚨 حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان :👇🔹️ کابل‌های ای...

طبیعت

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط