{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من پریشان دیده می دوزم بر او

من پریشان دیده می دوزم بر او
خود نمیدانم که اندوهم ز چیست
زیر لب گویم ، چه خوش رفتم ز دست
از منست این غم که بر جان منست
دیگر این خود کرده را تدبیر نیست


#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۲)

#رنگ_چشمش_را_چه_میپرسی_ز_منرنگ چشمش کی مرا پا بند کرد#آتشی_ک...

درخت کوچک منبه باد عاشق بود!به بادِ بی سامان...کجاست خانه ی ...

آه از آن معشوق....... عاشق ناشناس #اقبال_لاهوری

همه ی هستی من آیه ی تاریکیستکه تورادرخودتکرارکنانبه سحرگاه ر...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

🫀💘... هارا گدسن گلرم‌ جان سنه قورباندی گداخنه دئسن من الرم ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط