ایدل من

ایدل من

فاکینگگگ چرا من باید عاشق ات بشمممم🗿

(همینطوری که یونگی داشت به احساساتش فوش میداد یهو سر کله جیمین پیدا شد☆)

برای هر کدوم از اعضا حروف اول اسمشون میگم)


ج: هوی شوگا قصد نداری اماده بشی بیای؟*متعجب*

+: کجا؟ *سوالی*
ج: وایی یعنی نامجون بهت نگفته؟

+: جیمین چبو بهم نگفته؟

ج: ااا ببین نامجون بهمون گفت قراره بریم یک مصاحبه کلی از گروه ها هستن
مثل (( بپ(همون بلک پینک) استری کیذر ستاره های حوان))
+: یعنی ات هم میاد؟؟؟ چیز یعنی

ج: اره بابا زن داداشمونم میاد🙄(داره یونگی حرص میده)

+: جیمینااااااا چه زن داداشییییییی🤫🙄

ج: دیگه به من دروغ نگو هر موقعه اسمش میاد لپت گل میکنهعه🍡

+: باشه بابا

(ویو یک ساعت بعد)

بلخره همه گروه ها رفتن مصاحبه

مجری: قراره دوتا گروه دوتا گروه بیاریمتون و ازتون سوال بپرسیم بپ با استری کیذر
و بتس و ستاره های جوان باهم

مجری: خب خب چطورید حستون چیه که الان اومدید اینجا و در کنار منیت؟

ات: البته که باید حالمون خوب باشه میدونی از کدوم بخشش بیشتر خوشم میاد؟؟؟

مجری: کدوم بخشش؟

ات: همون بخشش که تو نیستی🤫🗿

کل اعضا: اوووووو

مجری: میدونیت این کیه؟(انگوشت کوچیکشو نشون میده!)

اعضا: نه

مجری: این جیمینه کوتوله🤣

ات: حدقل قد کوتاهی بهتر از بی مغزیه🗿🤫

اعضا: اوووووو

ات: میدونی این کیه؟ این یک احمقه کم مغزه✓

مجری: بامنی؟

ات: افرین احمقا همیشه به خودشون میگیرن🗿

(ویو یک ساعت بعد)
ات داشت میرفت سمت پشت صحنه
که یکی مانع این کارش شد••••

بنظرتون چه کسی بود؟ •••

ش: اا ات میشه یک چیزی بهت بگم

ات: حتما شوگا بگو☺️

شوگا: من میخوام یک موزیک ویدیو بسازم میایی همکاری کنیم؟

ات: حتما از خدامه راستشو بخوای🤣

وقتی اون دوتا داشتن حرف میزدن یهو یکی از استفا اشتباهی یونگی هول داد که باعث شد یونگی بخوره به ات که باعث شد لباشون بعم بخوره
(نویسنده سقط شد)
ات: یهو شوکه شدم ابن چه کاری بود؟ راستشو بخواید خوشم اومد دروغ چرا🤣

و از شانس عن یونگی ات جیمین یهو سر رسید

ج: اوووووو دارید همو میبوسیددد🗿

یونگی: نهههه اشتباه دیدی

ات: جیمبنا ما همو نبوسیدیم🙃

جیمین شما گعتید منم باور کردم🤓

(خمارییی دستم شکسست تا نوشتم)
چون چند وقت نبودم هیچ شرطی ندارید

پارت بعد تا فردا
بوسسس بایییی🌸🌸🐣🐣🐣
دیدگاه ها (۱)

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

وقتی بهت خیانت کرد

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

Destiny part 20

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

حقیقت پنهان پارت ۹( با اینکه حمایت ها خیلی کم بود ولی گذاشتم...

#دختر_ردیف_آخرژانر: مدرسه‌ای | گنگ | رفاقتی | کمدی پارت اول:...

پارت 49🌷 ویو آتهانا آروم نزدیکم شد و گفت:هانا:ـ آت، میشه یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط