{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
.
.
‏کمرنگ شدیم، الانم که دیگه چیزی نمونده. من دلم برای چیزی که بودیم هنوزم تنگ می‌شه، راستش چندباریم گریه کردم. آدما عوض می‌شن، الان می‌دونم هیچ‌کدوممون نمیخوایم درستش کنیم فقط چیزی که می‌مونه دلتنگیس، دلتنگی برای چندین سالی که پیش هم بودیم، نه برای الان. آدما عوض می‌شن، ما هم شدیم.
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

@nphotography

#کپشن

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.32(روایت از زبان جونگ ک...

🎭 آخرین نقشپارت ششملیانا هنوز به دست تهیونگ نگاه می‌کرد.— دس...

پارت: 22 (بخش3) **زاویه دید: زین**نگاهش اومد بالا و تو تاریک...

اخبار

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط