{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الان رسیدم به اون نقطه از زندگیم که میتونم بگم:

الان رسیدم به اون نقطه از زندگیم که میتونم بگم:
«به دَرَک»
به درک که نیستین
به درک که دوستم ندارین
به درک که حواستون بهم نیست
به درک که اولویتتون نیستم
به درک که برام وقت ندارین
به درک ، به درک ، به درک
چون من به جای همتون یک تنه پای خودم ایستادم من واسه خودم به تنهایی همه چیزم
پس نیازی به کسی نیست !
به قول شاعر که میگه :
سعی کردم که بمانی و بریدی به درک کارمان را به غم و رنج کشیدی به درک عاقبت سنگ بزرگی به سرت خواهد خورد میکشی از ته دل آه شدیدی به درک!🦋


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#گوناگون
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

سعی کردم بمانی و بریدی به درککارمان را به رنج غم کشیدی به در...

سعی کردم که بمانی و بریدی به درککارمان را به غـم و رنج کشیدی...

سعی کردم که بمانی و بریدی ، به درککارمان را به غـم و رنج کشی...

سعی کردم که بمانی و بریدی به درککارمان را به غـم و رنج کشیدی...

سعی کردم که بمانی و بریدی به درککارمان را به غـم و رنج کشیدی...

سعی کردم کہ بمانی و بریدی بہ درککارماڹ را بہ غـم و رنج کشیدی...

سعی کردم کہ بمانی و بریدی بہ درککارماڹ را بہ غـم و رنج کشیدی...

قسمت سومنیما:مادر به شدت عصبی بود. بهتر بود در این موقعیت زی...

هاناهاکی

ادیت خودم :))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط