بهخدااگربهقدرسرسوزنیازسکوتبادبترسم

#به_خدا_اگر_به_قدر_سر_سوزنی_از_سکوت_باد_بترسم

#به_خدا_اگر_به_قدر_سر_سوزنی_از_سکوت_باد_بترسم
سنجاقک‌های خسته از خواب درخت کناره گرفته‌اند
رفته‌اند پشت پرچین باغ هلو
دگمه بر پیراهن شب و شکوفه می‌دوزند.
دارد دیر می‌شود
تو هم بیا برویم خانه‌ی خودمان
بالش‌های کهنه‌ی این مسافرخانه
پر از زوزه‌های باد و
اضطراب بلدرچین است
ما هم می‌توانیم شب تب‌کرده‌ی دریا را تحمل کنیم
عطر عجیب همین شکوفه‌ها
خواه‌ناخواه … راه را بر عبور باد بی‌سواد خواهد بست.
بیا برویم خانه‌ی خودمان
هر چه باشد بهتر از بوی باد وُ
بالش‌های کهنه‌ی این مسافرخانه است.
روی زمین می‌خوابیم
دفترِ ترانه‌های حافظ را زیر سر خواهیم گذاشت،
صبح که از خواب فال و پیاله برمی‌خیزیم
خانه پر از بوی می و عطر شکوفه خواهد شد.
این همان مطلبی‌ست
که از سهمِ ساده‌ی همین زندگی به ما خواهد رسید
حالا دست از دوختن این دگمه‌های شکسته بردار
برایت پیراهن خوش‌رنگ قشنگی خریده‌ام
ول کن بیا برویم رو به نور چراغ بنشینیم
اینجا دعای روشن هیچ دختری برآورده نمی‌شود
به خدا خانه‌ی خودمان خوب است،
خانه‌ی خودمان خوب است...🐬
دیدگاه ها (۲)

༺⃟•‌ུྃاین روزها بدجور هوای یک جای دنج به سرم زده،جایی شبیه ...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدم‌ها از شدتِ خستگی، دیگر حتی گریه هم نمی‌کنند. فقط می...

خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۲

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

موسیقی

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط