با نگرانی به دکتر چوی خیره بودیم
𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۵
با نگرانی به دکتر چوی خیره بودیم
مردمک چشم هامون از ترس درحال لرزش بود
چه بلایی سر دختر کوچولوی شیرین زبونمون اومده بود
نامجون : دکتر چوی چه اتفاقی افتاده .... ا.ت که مشکلی نداشت زمان اجرای اهنگی که انتخاب کرده بود یهو حالش بد شد
اصلا نمیفهمم هرچی میخوام پازل هارو بزارم کنار هم یه جا لنگ میزنه
دکتر چوی : درکتون میکنم پسرا اما العان ازتون میخوام تمام حدس و فکت هایی که بهش رسیدین رو بزارید کنار و با تمام تمرکز و بودن حواستون گوش کنید
یعنی چه اتفاقی افتاده بود که اینقدر مهم بود
همه مصمم سری تکون دادیم و با دقت به حرف های دکتر چوی گوش کردیم
دکتر چوی : شما دقیقا راجب ا.ت چی میدونید پسرا
جیهوپ : خب طبق بیوگرافی که کمپانی بهمون داده
.
17 سالشه
معتقده باید اونقدر بجنگه تا زندگی باهاش کنار بیاد
عاشق دنس و اهنگ و پیانو و کتاب خوندن و نقاشیه
عاشق غذا خوردنه و عاشقه خوراکیه
اذیت کردن دیگران و وقت گذروندن با کسایی که دوسشون داره یکی از موردعلاقه هاشه
و خیلی شاد و سرزنده هست و روحیه ی مبارز طلبی داره
دکتر چویی : کاملا درسته اما یه بخشی داخل زندگیش هست که باعث به وجود اومدن حال العان ا.ته
نفس عمیقی کشید و ادامه داد
دکتر چویی : همونطور که میدونید اکثرا روزها در کشور ما افتابیه اما یهو بارون میباره
اما اون روز فقط یه بارون عادی درحال باریدن نبوده
بارون و گرد و خاک گردباد شدیدی با طوفان و رعد و برق
تمام چیزهایی گه احتمال باهم بودنشون خیلی خیلی کم بود توی اون روز انفاق افتاد
زمانی که ا.ت فقط شیش سالش بوده
یه بچه ی شیطون که به شدت سرتق وسر به هوا بوده
یه روز بعد از مهد کودک مامان ا.ت میاد دنبالش و حب هوا از افتاب گرم و تابناک به یه همچین وضعیتی که شرح دادم تبدیل میشه
و خب چون از جاده ی اصلی و شلوغ رد میشدن مامان ا.ت توی اون بارون و هوای تاریک کنترل ماشین رو از دست میده و تصادف میکنن
تصادف ساده ای نبوده یه تصادف خطرناک با یه کامیون سنگین و حامل بار
به خاطر تصادف شدیدی که داشتن مامانش حدود یک سال میره کما
و ا.ت چون کوچیک و سبک بوده از ماشین رها میشه و کناری از قلبش توسط یه پاره اهن زنگ زده تیز اسیب میبینه و از اون موقع مشکل قلبی پیدا میکنه
بعد اینکه بهوش میاد
از ترس و نفس تنگی قدرت تکلمش رو از دست میده و خب صحبت نمیکرده تا اینکه رویای اواز توی سن کم اون رو سرپا میکنه و بلاخره راضی میشه توی سن هشت سالگی جلسات روانکاوی و سخن درمانیش رو ادامه بده و خب مادرش العان کاملا صحیحه و بزرگترین حامی و حمایت کننده ی دختر کوچولوشه
از اون زمان به بعد العان به مدت یازده سال ا.ت دچار یه بیماری قلبیه که خب خطرناک نیست
اما چون قلبش اسیب دیده هیجان استرس اضطراب براش سمه و مغزش به تصادف و همچین اب و هوایی یه گارد خاصی نشون میده و چون داخل تصادف ا.ت قلبش اسیب میبینه و نفس تنگی میگیره مغز برای حفاظت ازش اگر حس کنه داره اسیبی مثل نفس تنگی و مشکل قلبی بهش وارد میشه خیلی سریع خودش رو بیهوش میکنه
از بهت و تعجب پلک نمیتونستیم بزنیم
این دیگه چی بود
شوگا : بیماری قلبی تنفس هیجان بیهوشی درد اینا همش .... علائمه ...سکته است دکترچویی ( بهت )
دکتر چویی : بیماری پریکاریت
شوگا : چی ؟
دکتر چویی : یه بیماری خاصه
پریکارد دارای دو لایه نازک بافتی است که قلب رو احاطه کرده اند و به التهاب این بافت پریکاردیت گفته می شود
فرد مبتلا به پریکاردیت ممکن است درد قفسه سینه و تنگی نفس داشته باشه
عفونت های ویروسی و اختلالات خود ایمنی از دلایل پریکاردیته در واقع این مشکل از اون اهن زنگ زده ی تیز وارد بدنش شده
پریکاردیت به طور معمول خود به خود برطرف می شود، اما ممکنه شدید یا مزمن شود، شناسایی و درمان علت زمینه ای آن مهم است.
تهیونگ : دکتر چویی العان ما باید چیکار کنیم
دکتر چویی : از بین تمام چیزهایی که میخوام بهتون بگم یکیش از همه مهمتره
به هیچ عنوان نمیزارید ا.ت بیهوش بشه
جیمین : چطوری
دکتر چویی : عوامل بیهوشی رو ازش دور و به صفر برسونید .... این اواخر خیلی بیهوش میشه اگه چند بار دیگه این انفاق بی افته ... احتمالا سکته رخ بده که خب با فلج بدن بیمار همراهه
برای همین ازتون میخوام مثل چشماتون لزش مراقبت کنید اون شرایطش حساسه ....
براتون موارد رو ایمیل میکنم چون میخوام همه چیز کامل باشه میترسم اینجا چیزی رو فراموش کنم
همه سری تکون دادیم و از دکتر چویی تشکر کردیم
هیچ جوره نمی خواستیم قبول کنیم این دختر شاد و سرزنده همچین زندگی داره
با نگرانی به دکتر چوی خیره بودیم
مردمک چشم هامون از ترس درحال لرزش بود
چه بلایی سر دختر کوچولوی شیرین زبونمون اومده بود
نامجون : دکتر چوی چه اتفاقی افتاده .... ا.ت که مشکلی نداشت زمان اجرای اهنگی که انتخاب کرده بود یهو حالش بد شد
اصلا نمیفهمم هرچی میخوام پازل هارو بزارم کنار هم یه جا لنگ میزنه
دکتر چوی : درکتون میکنم پسرا اما العان ازتون میخوام تمام حدس و فکت هایی که بهش رسیدین رو بزارید کنار و با تمام تمرکز و بودن حواستون گوش کنید
یعنی چه اتفاقی افتاده بود که اینقدر مهم بود
همه مصمم سری تکون دادیم و با دقت به حرف های دکتر چوی گوش کردیم
دکتر چوی : شما دقیقا راجب ا.ت چی میدونید پسرا
جیهوپ : خب طبق بیوگرافی که کمپانی بهمون داده
.
17 سالشه
معتقده باید اونقدر بجنگه تا زندگی باهاش کنار بیاد
عاشق دنس و اهنگ و پیانو و کتاب خوندن و نقاشیه
عاشق غذا خوردنه و عاشقه خوراکیه
اذیت کردن دیگران و وقت گذروندن با کسایی که دوسشون داره یکی از موردعلاقه هاشه
و خیلی شاد و سرزنده هست و روحیه ی مبارز طلبی داره
دکتر چویی : کاملا درسته اما یه بخشی داخل زندگیش هست که باعث به وجود اومدن حال العان ا.ته
نفس عمیقی کشید و ادامه داد
دکتر چویی : همونطور که میدونید اکثرا روزها در کشور ما افتابیه اما یهو بارون میباره
اما اون روز فقط یه بارون عادی درحال باریدن نبوده
بارون و گرد و خاک گردباد شدیدی با طوفان و رعد و برق
تمام چیزهایی گه احتمال باهم بودنشون خیلی خیلی کم بود توی اون روز انفاق افتاد
زمانی که ا.ت فقط شیش سالش بوده
یه بچه ی شیطون که به شدت سرتق وسر به هوا بوده
یه روز بعد از مهد کودک مامان ا.ت میاد دنبالش و حب هوا از افتاب گرم و تابناک به یه همچین وضعیتی که شرح دادم تبدیل میشه
و خب چون از جاده ی اصلی و شلوغ رد میشدن مامان ا.ت توی اون بارون و هوای تاریک کنترل ماشین رو از دست میده و تصادف میکنن
تصادف ساده ای نبوده یه تصادف خطرناک با یه کامیون سنگین و حامل بار
به خاطر تصادف شدیدی که داشتن مامانش حدود یک سال میره کما
و ا.ت چون کوچیک و سبک بوده از ماشین رها میشه و کناری از قلبش توسط یه پاره اهن زنگ زده تیز اسیب میبینه و از اون موقع مشکل قلبی پیدا میکنه
بعد اینکه بهوش میاد
از ترس و نفس تنگی قدرت تکلمش رو از دست میده و خب صحبت نمیکرده تا اینکه رویای اواز توی سن کم اون رو سرپا میکنه و بلاخره راضی میشه توی سن هشت سالگی جلسات روانکاوی و سخن درمانیش رو ادامه بده و خب مادرش العان کاملا صحیحه و بزرگترین حامی و حمایت کننده ی دختر کوچولوشه
از اون زمان به بعد العان به مدت یازده سال ا.ت دچار یه بیماری قلبیه که خب خطرناک نیست
اما چون قلبش اسیب دیده هیجان استرس اضطراب براش سمه و مغزش به تصادف و همچین اب و هوایی یه گارد خاصی نشون میده و چون داخل تصادف ا.ت قلبش اسیب میبینه و نفس تنگی میگیره مغز برای حفاظت ازش اگر حس کنه داره اسیبی مثل نفس تنگی و مشکل قلبی بهش وارد میشه خیلی سریع خودش رو بیهوش میکنه
از بهت و تعجب پلک نمیتونستیم بزنیم
این دیگه چی بود
شوگا : بیماری قلبی تنفس هیجان بیهوشی درد اینا همش .... علائمه ...سکته است دکترچویی ( بهت )
دکتر چویی : بیماری پریکاریت
شوگا : چی ؟
دکتر چویی : یه بیماری خاصه
پریکارد دارای دو لایه نازک بافتی است که قلب رو احاطه کرده اند و به التهاب این بافت پریکاردیت گفته می شود
فرد مبتلا به پریکاردیت ممکن است درد قفسه سینه و تنگی نفس داشته باشه
عفونت های ویروسی و اختلالات خود ایمنی از دلایل پریکاردیته در واقع این مشکل از اون اهن زنگ زده ی تیز وارد بدنش شده
پریکاردیت به طور معمول خود به خود برطرف می شود، اما ممکنه شدید یا مزمن شود، شناسایی و درمان علت زمینه ای آن مهم است.
تهیونگ : دکتر چویی العان ما باید چیکار کنیم
دکتر چویی : از بین تمام چیزهایی که میخوام بهتون بگم یکیش از همه مهمتره
به هیچ عنوان نمیزارید ا.ت بیهوش بشه
جیمین : چطوری
دکتر چویی : عوامل بیهوشی رو ازش دور و به صفر برسونید .... این اواخر خیلی بیهوش میشه اگه چند بار دیگه این انفاق بی افته ... احتمالا سکته رخ بده که خب با فلج بدن بیمار همراهه
برای همین ازتون میخوام مثل چشماتون لزش مراقبت کنید اون شرایطش حساسه ....
براتون موارد رو ایمیل میکنم چون میخوام همه چیز کامل باشه میترسم اینجا چیزی رو فراموش کنم
همه سری تکون دادیم و از دکتر چویی تشکر کردیم
هیچ جوره نمی خواستیم قبول کنیم این دختر شاد و سرزنده همچین زندگی داره
- ۶.۴k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط