لایکا کم بود

لایکا کم بود:( ولی باز گذاشتم:) این و دیگه بترکونید:)

پارت 2 ستاره زندگی
جیهوپ اومد خونه
جونگ هیون:ببین جیهوپ،من فکر کردم جیمین تویی، حواسم نبود
جیهوپ:آهان،پس هرکی شبیه من باشه میبوسی
جونگ هیون:نه،اصلا؛میشه این موضوع و فراموش کنیم
جیهوپ:بیا بهم بزنیم
جونگ هیون:چی!
جیهوپ:این رابطه دیگه ارزش نداره
جونگ هیون:یاااااه،دیوونه شدی،فقط به خاطر یه اشتباه🫣
جیهوپ گذاشت رفت
جونگ هیون پاشد رفت چند قوطی الکل خرید رفت نشست رو صندلی
میسو هم با جیمین بهم زده بود
جیمینم اومد مست کنه دید جونگ هیونم اونجاست
رفت پنج تا قوطی الکل خرید اومد نشست کنار جونگ هیون
جیمین:جیهوپ باهات بهم زده؟ !
جونگ هیون:آره،ولی همش تقصیر خودمه«مست شده بود»
جیمین:اشکال نداره،میسوهم با من کات کرده:)
جونگ هیون:فکر نکنم جیهوپ حتی دیگه اندازه ع*ن گاو حسابم نمیکنه،دلم میخواد آب شم برم تو زمین😫
جیمین:ارزششو نداره
جونگ هیون:انگار شما نبودی بیرون کمپانی کم مونده بود به خاطر میسو کتکم بزنی
جیمین:بعدش فهمیدم من واقعا عاشق میسو نبودم
«نیم ساعت گذشت»
جیمین هم مست شده بود«بعدش چندین قوطی دیگه الکل خوردن»
جونگ هیون هنوز داشت الکل میخورد
جیمین یهو از مچ جونگ هیون گرفت
لیوان و از دستش گرفت گذاشت رو میز،رفت پول الکلارو حساب کرد اومد به جونگ هیون گفت پاشو بریم
جونگ هیون:به توچه،میخوام انقد بنوشممممممممم که بمیرم
جیمین یدونه با نوک انگشتاش کوبید توسر جونگ هیون
جونگ هیون:چته،اه هرچی خوردن پرید
جیمین:حرف زیادی نزن پاشو بریم
جونگ هیون:نمیخواااام،عههههه،اخمققققق
جیمین:اخمق نه و احمق
جونگ هیون:اصلا هرچیییییییی
جونگ هیون سرشو گذاشت رو میز و خوابش برد
جیمین:یعنی الان باید بزارم اینجا بمونه یا با خودم ببرمش، با خودم نمیبرمش چون لوکیشن خونه ش و نمیدونم،خب؛ببرم خونه خودم
جیمین بلاخره جونگ هیون و انداخت رو کولش داشت میبرد
جیمین:باورم نمیشه،چقدر یه انسان می‌تونه سبک باشه
مثل پر سبکه😬
جیمین بلاخره رسید خونه
تادرو با کرد دید آجوما پشت در وایستاده
آجوما با تعجب به اوه جونگ هیون نگاه کرد
جیمین جونگ هیون و برد گذاشت رو تخت
آجوما:جیمین شی،این همون خانومی نیست که شمارو بوسید؟
جیمین:بله،خودشونن
آجوما:چرا آوردینش اینجا،مگه دلیل بهم زدنتون با میسو شی نیست؟
دیدگاه ها (۰)

{عشق بی پایان}پارت:۳ات بغض کرد+چرا میخندی؟(بغض)_ببخشید برو ا...

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡پارت چهارم╰┈─────...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²²ویو میکا_____جلوی بیم...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶¹ویو: اتفردا...دست کوک رو گرفتم و...

#میکاپ_آرتیست_من

سناریو

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

رمان : رفتار سرد

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

Part : eleven ویو ا.ت :رسیدیم تهیونگ نیومده بود که ....(میشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط