غروب شیراز قشنگم

غروب شیراز قشنگم

من سال‌ها آدم‌‌صبوری بودم ،
اونقدر صبور که هزار بار حرف شنیدم
و هیچی نگفتم! هزار بار قلبم مچاله شد
ولی لبخند چسبوندم به صورتم ...
من‌تا کنج گلوم، حرف بودم ...
تا زیر پلک‌هام ، بغض بودم ...
ولی به روی خودم‌ نیاوردم!
من‌حرمت نگه داشتم و شما
حق به جانب‌تر شدین!
برای دخالت کردن ،
برای طعنه زدن ،
برای دل شکستن ،
اما حالا بزرگ‌تر شدم ،
خسته‌تر و بی‌حوصله‌تر!
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

Forbidden love①④رینا: دختر نمی‌خوای حرف بزنی؟ سه‌روزه نشسته‌...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

Custom bride part : ۱۵

ما سال‌ها آدم‌های صبوری بودیم ، اونقدر صبور که هزار بار حرف ...

ما سال‌ها آدم‌های صبوری بودیم ؛اونقدر صبور که هزار بار حرف ش...

ما سال‌ها آدم‌های صبوری بودیم ،اونقدر صبور که هزار بار حرف ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط