{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفت

رفت
خجالت کشیدم بگویم: گند زدی به تمام باورهایم
غرورم نگذاشت بگویم: نرو! بمان کنار دلم
دلم نمی‌گذارد فراموشش کنم
عقلم نمی‌گذارد بگویم: برگرد
خاطراتش نمی‌گذارد نفس بکشم
قسمت نمی‌گذارد دست‌هایم به رؤیای داشتنش برسد
و این وسط خدا با تمام بزرگی‌اش فقط نگاه می‌کند

~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~
دیدگاه ها (۰)

لونا و ويليام

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

رفتخجالت کشیدم بگویم: گند زدی به تمام باورهایمغرورم نگذاشت ب...

رفت و خجالت کشیدم بگویم :گند زدی به تمام باورهایمغرورم نگذاش...

رفت و خجالت کشیدم بگویم :گند زدی به تمام باورهایمغرورم نگذاش...

رفت و خجالت کشیدم بگویم :گند زدی به تمام باورهایمغرورم نگذاش...

رفت !!!خجالت کشیدم بگویم ؛ هنوز هم دوستت دارم ...دلم نیامد ب...

رفت خجالت کشیدم بگویم:گند زدی به تمام باورهایم! غرورم نگذاشت...

🌿 رفت ....!!!!!خجالت کشیدم بگویم هنوز هم "دوســـــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط