{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفت و خجالت کشیدم بگویم :

رفت و خجالت کشیدم بگویم :
گند زدی به تمام باورهایم
غرورم نگذاشت بگویم : نرو بمان کنار دلم
دلم نمی‌گذارد فراموشش کنم
عقلم نمی‌گذارد بگویم : برگرد
خاطراتش نمی‌گذارد نفس بکشم
قسمت نمی‌گذارد دست‌هایم
به رؤیای داشتنش برسد . . .

و این وسط خدا با تمامِ
بزرگیش فقط نگاه میکند...
دیدگاه ها (۱۰)

جذام، سمت چپ قلبم را خورده. دیگر نمی توانم کسی را دوست داشته...

چه حس بدیه؛جای یک نفرتو زندگیت همیشه خالی‌ باشهو تو به انداز...

چیزی راجع به شبهای جهنمی به گوشتان خورده؟؟؟همان شبهایی که دل...

در قسمتی ازاین کره ی خاکی جمعیتی ساکن اند به نام "مهرزیستان"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط