vihed1200
۱۱
پسند
خواب دیدم «نیستی»،
خواب دیدم «نیستی»،
تعبیر آمد «میرسی»
مرگ چنان هرشب در آغوشم میگیره که انگار واسه همیشه میخواد از دستم بده ….
.
.
.
.
.
.
#مرگ
#رفتنت_تلخترين_حادثه_ى_زندگيم_بود
#رفتن
#غم_جدایی
#مرگم
دانلود
۵.۷k
۱۸ آبان ۱۴۰۳
دیدگاه ها (
۰
)
#حکایت_قدیمی حکایت پادشاه و غلامِ گریزان از مرگروزی غلامی ه...
#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁰ویو کوکتهونگ بعد از چن...
### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...
#عشق_ممنوعه_شبپارت هفتم | صدایی از گذشتهبرای چند ثانیه نتون...
رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که میتونستم نفس بکشم. ...
وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آنطور که با یک تبِ ساده چند رو...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...
رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت سوم: اولین شبِ نمایش قرار شد که برا...
True Love①①تهیونگهمونطور که به درِ بسته خونهی پدربزرگش خیر...
ارث و میراث. پارت ۱
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین