گوشه هجره یکی بال و پرش می سوزد

گوشه هجره یکی بال و پرش می سوزد

گوشه هجره یکی بال و پرش می سوزد
نفس و حنجره و چشم ترش می سوزد
یک نفر نیست کمی آب بیارد؟ به خدا
پسر فاطمه دارد جگرش می سوزد
شهادت نهمین بهر کرامت تسلیت و تعزیت باد
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

جهانی میان بیداری و خوابPart 2آملیا بعد از اینکه از تخت بلند...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت اول: برخورد آتش و یخ(راهروی شلوغ...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط