قبل از اینکه برهسرم داد زد و گفت

قبل از اینکه بره،سرم داد زد و گفت:

قبل از اینکه بره،سرم داد زد و گفت:
-تو قلبت از سنگه.
با چشمای گریونم نگاهش کردم و نالیدم:
-آره راست میگی، ولی اسمی که روی سنگ نوشته بشه هیچوقت پاک نمیشه.
هیچی نگفت، فقط رفت...
اسمش هنوز مونده روی دلِ سنگم:)
#شعر
#بدون_مخاطب
دیدگاه ها (۲۹)

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت دهمکوک هنوز به عکس خیره شده بود...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "45" "ویو پارک آنجلینا" ...

عشقی حقیقی

پارت ۱۴ پشت غرورتاِما چند ثانیه به پیام خیره موند.دوباره گوش...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

پارت ۲ ویو ا.ت ا.ت : خب می‌خوام بدونم یونگی : حرفی که زدم ر...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_26فصل سیزدهم | ...

چند پارتی نامجون

پارت ۱۷ «خواهش میکنم....هققق...یونگی آروم باش...هقق»نفس عمیق...

الماس زیبای من part⁷ویو ات:صبح که از خواب بیدارشدم اولین چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط