شدم مثل یه دفتر نقاشی

شدم مثل یه دفتر نقاشی

شدم مثل یه دفتر نقاشی
صفحه اولم با کلی رنگ نقاشی شده
انقدر قشنگ که فکر میکنی قشنگ تر ازین
نمیتونه باشه
میری صفحه بعد ..
دیگه مثل قبلی رنگ نیست یهو همه چی
عوض شده و جز چند تا رنگ تیره چیزی
نمیبینی
ورق میزنی..
امید میبینی اما هنوزم رنگ نیست
یکم میری جلوتر میبینی که رنگ هستا
قشنگم هست ولی نمیتونی صفحه های
قبل رو فراموش کنی و مثل صفحه اول با
روح و رنگارنگ باشی
زندگی خیلیامونه ..
دیدگاه ها (۰)

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

Chapter 2Lucky-bloody#پارت 68قبل اینکه بزاری جیسونگ حرکتی بز...

#حدیث🍂🥀پیامبر رحمت(ص)میفرمایند:مؤمن هر گاه بدون عذری دروغ بگ...

Lucky-bloody#پارت ۴۱-کی برام آب بیاره؟+او.....چون بهت بدهکار...

عشق دردناک پارت 45

p2

The eyes that were painted for me... "چشمانی که برایم نقاشی ...

*شیرین* .........کنار ساحل خیلی شلوغ بود اصلا خوشم نیومد - چ...

p1

پارت ۱۱ م : قربون تو و کشور مورد علاقت راستی معرفی نمیکنی ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط