{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:116

سوبین : ز..زنگ..زدم
هانی : بگو زود باشن(گریه)
آمبولانس میادو ته رو میبره بقیع هم دنبالشون میرن
دکتر : میبرمش اتاق عمل منتظر باشین
کوک : تخمه سگ دیوونه
لارا : تق..تقصیر..منه(بغض)
کوک : خفشو نه
هانی : کوک
هانی : کوکو زهرمار بسه غم بچمو بخورم غم داداشمو بخورم غم اینو بخورم که پنهونی با اینو اون میره سر قرار غم تو رو بخورم که هعی دروغ میگی پنهون کاری میکنی(بغض)
هانی : عشقم میدونم سخته تحمل کن همش درست میشه(ناراحت)
سوبین : یه لحظه کی میره سر قرار؟
کوک : خوب میدونی کی میره
لارا : بسه الان این مهمه
کوک : نمیخوای بگی چرا دعوا کردین
سوبین : لینا
کوک : لارا ببین هممون همون اول بهت گفتیم تهبونگو با لینا امتحان نکن
لارا : من من حقم نیست بدونم کدومو بیشتر دوس داره
هانی : متوجه نیستی اون لینا رو به لطف تو داره فراموش میکنه به نظرت میتونه بین عشق اولش و تو یکی رو انتخاب کنه
لارا : اخه
سوبین : آخه نداره باشه حالا اینجوریه بزار یه سوال بپرسم
لارا ؛ بپرس
سوبین : میتونی بین منو هانی یکیو انتخاب کنی
لارا : چه ربطی داره
سوبین : میتونی؟
لارا : نه (بغض)
هانی : خب دیگه برا اونم اینشکلیه
کوک : دیگه ایم سوالای مسخره رو نپرس فهمیدی
لارا : باشه
هانی : آها آها دکتر اومد
کوک : وضعیتش چیه دکتر
دکتر : هیس چیزی نیست حالش خوبه الانم میفرستیمش بخش اگه امشب بهوش بیاد مرخصش میکنیم
سوبین : هووو خوبه من میرم به مامان زنگ بزنم بگم
هانی : عاره عاره برو
سوبین : الو مامانی
مادرته ؛ دخترم پسرم چطوره (نگران)
سوبین : خوبه خوبه فردا میاییم
مادرته : اوه خوبه ام راستی دخترم
سوبین : بله
مادرته : الکس اومده بود اینجا همه چیز رو بهش گفتم به زور راضیش کردم نیاد
سوبین : آه مامان دستت درد نکنه
مادرته : خب من برم
سوبین آه باشه خدافظ
آجوما : هوف کسیم خونه نیست خانومم که خوابه این دختر لورا این همه مدت کجا رفته
لورا : مامان
اجوما : یا خدا دخترم
لورا : مامانی آبجی
آجوما : آبجی چی توکه آبجی نداری(عصبی)
لورا : مامان بسه
اجوما : دخترم لارا رو ولش کن بزار زندگیشو کنه ناراحتش نکن
لورا : مامان اون تو یتیم خونه خیلی سختی کشیده درحالی که من راحت بودم تو جای گرمو نرم میخوابیدم اون اون این همه سختی کشیده
دیدگاه ها (۰)

Part:117آجوما : خفه شو صداتو بیار پایین (عصبی)لورا : خفه شم؟...

Part:118دکتر : نمیشه بری خونهتهیونگ : چرادکتر : باید کنتر کن...

Part:115Part:115فردا صبح همه سر میز صبحونهمادرته : امممم کیا...

Part:114هانی : هعی چتهلارا : هیچی فقط خستم(ناراحت)سوبین : هع...

Part:130لارا و هانی: بله تهیونگ : برید دنبالش لارا : سوبین س...

Part:99سوبین : سلام به همگییییلارا : خانوم خانوما سلام تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط