برای انسان‌بودن زیادی ناکافی هستم

🌤🌱برای انسان‌بودن زیادی ناکافی هستم.

🌤🌱برای انسان‌بودن زیادی ناکافی هستم.
دوست داشتم گل بابونه‌ای باشم که با بوسه‌ی خورشید، روزهایش گرم میشد.
ابری نرم که در آغوش باد، سفر را تجربه می‌کرد.
درختی کهنسال که آرزوهای کودکان را می‌شنید و با لبخندی به بازی آنها نگاه می‌کرد.
نور خورشید که امید را به زمین می‌بخشید. آهنگ موردعلاقه‌ی یک‌فرد که لحظات را با آن زندگی می‌کرد.
کتابی که کلمات محزون را در آغوش گرفته بود.
یک روح، یک قلب، چشم،نور، پروانه...
صبح شد ،بخیر باشد برای اهل زمین 🌤🌻🌱
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

ماه پنبه ای

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

گربه ای در نیمکت کناری...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۲

007-پنهان در مه - پارت ۷۰

#در_آغوش_شیطان🩸 خلاصهدر جهانی که مرز میان انسان‌ها و موجودات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط