حاجی

حاجی!

حاجی!
نمیشه بیای کمک؟
حاجی دلگیریم!
عمو قاسم چادر از سرم کشیدن!
عمو دخترات قلبشون شکسته!
نمیشه بیای ما رو نجات بدی عمو جون؟
عمو دوستامو زدن
عمو قاسم جلوی چشمم بسیجی کشتن
عمو کاری از دستم بر نمی اومد!
#ایران_من
دیدگاه ها (۰)

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

پارت 30🌧️ هنوز کنار هیون‌وو ایستاده بودم که دوباره یکی‌شون گ...

جادویی به نام عشق

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پنجم 5

مافیای من

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

شاهکاری به نام دروغ

#میشه_خورشید_من_بشی؟ جونگین/سوآپارت: ۵جی‌وای‌پی تاییدم کردم ...

کانو و اون مرد مدام پوزیشنشون رو عوض میکردن و اگر مایکی تاکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط