{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفیق جانم

رفیق جانم
تو شیرین ترین اتفاق تو تلخ ترین روزای زندگیمی .
اینقدر دوستت دارم اینقدر قلبم باهات آرومه که شدی وصله تنم شدی خون توی رگام🫀
اینقدر باهات رفیقم ک میشه کل روزو
باهات حرف زد و حرف زد و خسته نشد
منو بد عاشق خودت کردی دورت بگردم
شدی همونی که دلم میخواد باهاش
خاطره سازی کنم 🫂 !
تو تمام روزا چه روزای شیرین چه تلخ
کنارت باشم تو هر حالتی مرهم بشم
برا قلبت تکیه گاه بشم برا دردت
همینجور ک تو هستی برام ‌
https://wisgoon.com/atshdfh
دیدگاه ها (۸)

سناریو مایکی پارت اخر

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞³رابرت یه میز کنار پنجره گرفته بود.به محض ورودت...

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط