نشد جهانبه من خسته جان امان بدهد

نشد جهان،به منِ خسته جان امان بدهد

نشد جهان،به منِ خسته جان امان بدهد
نخواست روی خوشش را به من نشان بدهد
شبی اگر نفسم رفت جای من تو بخند
صلاح بوده تنم زیر درد،جان بدهد
.
"ز غصّه رنگ من و رنگ شب پريد بيا"

قاصدک تنها💔🥀
دیدگاه ها (۰)

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

پارت ۶

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

پارت ۴: سایه‌هایِ پنهان؛ وقتی رنگ‌ها می‌لرزنداتفاقی که در سا...

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

وقتی پریود میشه part 1

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۵اونوقت... و خودمو بهش نزدیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط