بعضی شبها یاد این فیلم می افتم

بعضی شبها یاد این فیلم می افتم.

بعضی شبها یاد این فیلم می افتم.
یادم میاد که چقدر دوور بودم
وقتی دوور بودم. زمان جور دیگه میگذشت
اصلا زمان رو فاصله تعریف میکنه.
کاش میشد مثل کوپر رفت و هر وقت زمان درست بود برگشت
کاش روز اول رفته بودم و یه چرخی توی
یکی از این کرم چاله های لعنتی زده و بودم‌ و
وقتی بر میگشتم، توی زمان درستی بودم...
#میان‌ستاره‌ای
#Interstellar
دیدگاه ها (۰)

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت دوم: ائتلافِ اجباریتوی پارکینگِ خون...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹¹من رینا بودم.وارث اصلی اون خانواده.و ...

برده عمارت جئون

اخرین دعا 38

چند پارتی

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:12*...

رمان اسیر خان پارت چهاردهم ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط