چقدر تلخه از دست دادن عزیز اونم ی جوون ک شبش قرار بوده بر

چقدر تلخه از دست دادن عزیز اونم ی جوون ک شبش قرار بوده بر

چقدر تلخه از دست دادن عزیز اونم ی جوون ک شبش قرار بوده برن خواستگاری براش، خودم یکی از برادرام مریض بود بستریش کردن هی با خودم میگفتم کی میشه برادرم بیاد، ای خدا من یبار دیگه ببینمش... حالا این خانواده دیگه هیچوقت قرار نیست ببیننش...
شادی روح مرحوم بخوانیم فاتحه و صلوات؛(
دیدگاه ها (۳)

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

خوبید(: من سر این ویدیو خیلی گریه کردم خیلیمن دوماه پدر بزرگ...

part =10

𝖙𝖆𝖐 𝖕𝖆𝖗𝖙𝖎

استوری عاشقانه زمستون

پارت⁹#ویو تهشیر موز رو که خورد تشکر کرد و رفت تو حیاط از پنج...

[پارت¹⁶ آخر] "پرنسس من"که ناگهان کوک رو در حالی که لباس سف...

orchid p4(end)

"17" بازم فصل گل و میوه های باغشون رسیده بود، هروز گل و میوه...

رمان همزادپارت۱۲۸ #آدرینابا خوشحالی شروع کردم ب دست زدن..کی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط