{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part =10

یه جای خیلی قشنگ بود یجورایی مثل ساحل بود
خیلی خوشم امد و گفتم

ات : وایی خیلی اینجا قشنگه
تهیونگ : به زیبایی تو نیست
ات : ....
تهیونگ : بیا بریم یه چیز بخوریم
ات : باش
رفتیم و دوتا نوشیدنی و و غذا خوردیم
کم کم دیگه من مست شده بودم
ولی خب تهیونگ نه مست نشد
من رفتم و روی ماسه های کناره دریا نشستم که دیدم تهیونگ هم امد پیشم نشست بعد

من شروع کردم حرف زدم گفتم
تهیونگ میدونی چیه راستش از اون روز که رفتی دیگه افسرده شودم و حالم خیلی بد بود و خب راستش
هر شب بخاطرش گریه میکردم ولی میگفتم نه مقصر تو نیستی حتما خودمم
که یه کمیت براش گذاشتم بعد که اون نا مت رو خوندم فهمیدم اون ادم بده تو نیستی به خودم گفتم ایا تهیونگ هنوز بهم حسی داره ؟
تهیونگ وسط حرفم پرید و گفت
تهیونگ : ات سارانگ هه ( دوست دارم)
ات بلند داد زد
هی اقیانوس دیدی راست گفتم میدونستم هنوز تهیونگ دوستم داره ه ه
ات : تهیونگ سارانگ هه
روم رو سمت تهیونگ کردم و
لبم رو نزدیکش کردم و بوسیدمش اونم ادامه داد و بعد از یه بوسه ی طولا نی
دیگه رفتیم خونه رفتم تو خونه و روی تختم دراز کشیدم و پشتی رو برداشتم و گذاشتم رو صورتم و جیغ خوشحالی زدم بعد
گوشیمو برداشتم که
دیدم هیونجین پیام داده بهم

هیونجین : ات میای فردا بریم بیرون میخوام باهات یکم حرف بزنم
هیچوقت با خودم فکر نمیکردم هیونجین بهم همچین پیامی بده ولی جواب دادم
باش
بعدم رفتم خوابیدم
دیدگاه ها (۰)

part= 9

صدای دختره رو کاور کردم

وحشی پارت 20 +۱۸تهیونگ: باش فقط به خاطر توات: مرسی بیا اول ل...

part=6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط