مامانم شاید دوستت بخواد خودشو بندازه تو چاه تو هم مینداز

مامانم :شاید دوستت بخواد خودشو بندازه تو چاه تو هم مینداز

مامانم :شاید دوستت بخواد خودشو بندازه تو چاه تو هم میندازی؟ مغز من: آخه چه فکری کردی اینا همه بگاییاشون زیر سر همخ
دیدگاه ها (۲)

#حماقت #نادانی #احمق #بی_خرد #خطر #حادثه #فاجعهاینم تقصیر اخ...

یونگی: من که گفتم روانی هستم حالا زود باش قبول میکنی یا نهها...

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

پارت ۶

من چجوری میتونم باور کنم که انقد زود ۲۹ سالت شد؟؟ چجوری باور...

میبخشی پارت ۴

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

P³⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

کپشنن مهمهه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت شانزدهماسلحه بود یهو نیک اومد تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط