{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‎داستان اصلی: این پسر ۱۵سالش بوده و توی تیمارستان بستری ب

‎داستان اصلی: این پسر ۱۵سالش بوده و توی تیمارستان بستری بود مامانو باباشم دوسش نداشتن و این پسر هر شب مرگ خودشو تصور میکرده و این جملات رو تکرار میکرده یروز یکی از پرستارا صداشو ظبت میکنه و
اینم بگم که تو اون تیمارستان روش ازمایش انجام میدادن چون خانوادش پول تیمارستانو نداشتن بجاش رو پسره آزمایشات مختلف انجام میدن که یروز تو یکی از این ازمایشا میمیره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این داستانشه🙉🫢🖤
دیدگاه ها (۴)

خب... یه سری نکته ها راجب رویای خاموش دوباره بگم...

پارت ۸ فیک دور اما آشنا

برای پارت بعد ۱۵ لایک و ۵ کامنت من پیجم جدیده پس حمایت کنید و هر اشکالی دارم بگید

__- 7:part -__

قاتلان آمریکایی 00

𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥 [جنایتکار]𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 𝟑𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎چند روز از دعوای خانوادگی...

کد خبر: ۲۹۲۳۱۵تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ - ۰۸:۴۸تعداد بازدید...

{سناریوی شماره ۸ }|| پارت اضافی³ ||  نام سناریوی:《 قلبی از س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط