{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه دانم از خود که از هیچ اندکی میدانم

چه دانم از خود که از هیچ اندکی میدانم
چه گویم به خود که زبانم قصیر است از کلمات
چه شنوم وقتی دنیا یکنواختی دلگیری دارد
صبح هایش دلگیر و خفه تر از شب هایش است
انسان هایش انسانیت را ملاک خود قرار دادند ولی هیچ نمی‌دانند
خستگی در بدنم صدا نمیکند اما گاهی سنگینی می‌کند...
#لئو
دیدگاه ها (۳)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

ساعت از دو گذشته بود؛ ساعت ۲:۳۰ شب، زمانی که سکوتِ خانه دیگر...

انسان گاهی آنقدر ترسناک و حریص می شود ، که ...هیچگاه ، نه ، ...

من اما نفس شناسی را شاید بیشتر از تمام مباحث فلسفه صدرایی دو...

داستان کوتاه...(حتماً بخونید)من بیشتر از همه می‌توانستم نفسم...

متن زیر وام گرفته از دوستی نادیده (حسن غلامعلی‌فرد) برای بزر...

من بیشتر از همه می‌توانستم نفسم را نگه دارم. گاهی که با بچه‌...

---Royal Veil — Part 8: سایهٔ سلطنتصبح زود، قصر سرد و سنگین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط