{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انسان گاهی آنقدر ترسناک و حریص می شود که

انسان گاهی آنقدر ترسناک و حریص می شود ، که ...
هیچگاه ، نه ، از زمانی که عقلم به طور کامل رشد کرد ، هیچگاه دهانم را برای بروز سیاهی درونم و انتقال آن نگشوده و هیچگاه با قصد کثیف انسانیت این کار را نکردم.
دنیای کتاب ها هیچگاه دنیای من نبود ، زندگی هایمان درون اشک هایمان غرق می شوند و ما تنها تمایشان می کنیم ، تماشا می کنیم و تماشا می کنیم و ...
مرگ ما زمانی معنا پیدا می کند ، که دیگر هیچ عشقی در قلبمان جوانه نزند ‌.
زمانی که از درون بمیری ، زمانی که شب ها بدون رطوبت بالش زیر سرت چشم بر هم نگذاری ، زمانی که قلبت آنچنان سنگی شود که ضرباتش را جابیندازد و در انتها نتپد ، نتپد تا اطرافیانت را با نبودت به آرامش برسانی.
میدانم ، می‌دانم دیر است برای صحبت در باره احساسات ، می‌دانم دیر است برای فهمیدن ، اما دیگر بس است دنیایی که صبح هایش با رنگین کمان و شب هایش با تکه های شکلات مورد علاقه ات تزئین می شود ، حالا زمان باران است ، زمان شب هایی بی هیچ ستاره ایست ، که آسمان هم به حالش می گرید .
خنده دارد ، بسیار تمسخر آمیز است دنیای ادمی.
دیدگاه ها (۱۱)

بعضی وقتا امکان برگشتن به گذشته وجود نداره ، حتی با وجود این...

گاهی باید در عین نا باوری ببخشیگاهی باید در عمق درد فراموش ک...

دوستش دارم ولی او چطور؟ نه ، این تنها توهم من است

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

رز سرخ

پارت دومم لیلیوم و اتش .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط