انسان گاهی آنقدر ترسناک و حریص می شود  که

انسان گاهی آنقدر ترسناک و حریص می شود ، که ...

انسان گاهی آنقدر ترسناک و حریص می شود ، که ...
هیچگاه ، نه ، از زمانی که عقلم به طور کامل رشد کرد ، هیچگاه دهانم را برای بروز سیاهی درونم و انتقال آن نگشوده و هیچگاه با قصد کثیف انسانیت این کار را نکردم.
دنیای کتاب ها هیچگاه دنیای من نبود ، زندگی هایمان درون اشک هایمان غرق می شوند و ما تنها تمایشان می کنیم ، تماشا می کنیم و تماشا می کنیم و ...
مرگ ما زمانی معنا پیدا می کند ، که دیگر هیچ عشقی در قلبمان جوانه نزند ‌.
زمانی که از درون بمیری ، زمانی که شب ها بدون رطوبت بالش زیر سرت چشم بر هم نگذاری ، زمانی که قلبت آنچنان سنگی شود که ضرباتش را جابیندازد و در انتها نتپد ، نتپد تا اطرافیانت را با نبودت به آرامش برسانی.
میدانم ، می‌دانم دیر است برای صحبت در باره احساسات ، می‌دانم دیر است برای فهمیدن ، اما دیگر بس است دنیایی که صبح هایش با رنگین کمان و شب هایش با تکه های شکلات مورد علاقه ات تزئین می شود ، حالا زمان باران است ، زمان شب هایی بی هیچ ستاره ایست ، که آسمان هم به حالش می گرید .
خنده دارد ، بسیار تمسخر آمیز است دنیای ادمی.
دیدگاه ها (۱۲)

گاهی دوست داشتن، خودش زخمی‌ست که هیچ‌وقت خوب نمی‌شود.دوستش د...

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

پروانه جان

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

007-پنهان در مه - پارت ۷۳

پارت دوم._*بیگناهان*_

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط