ویو لیسا

𝙋𝙖𝙧𝙩 : ①⓪

𝙋𝙖𝙧𝙩 : ①⓪

»»————> ᎷᎪҒᏆᎪ ᏞϴᏙᎬ <————««

ویو لیسا :
اونقدر ها هم که فکر میکردم ادم بدی نبود جدیدن ازش خوشم اومده تو راه بودیم از پنجره ماشین داشتم بیرون رو نگاه می کردم که یهو احساس کردم دستی داره رون پام رو لمس میکنه برگشتم سمت کوک ک دیدم دست اونه (دست کراش کوک 🛐 ) دست شو از روی پام برداشتم و پرت کردم اونور ک گفت
کوک : منو پس میزنی بیب؟
لیسا : ارههه، بعدشم من بیب ت نیستم
کوک : من هرچی دوس داشته صدات میکنم
لیسا : عههه پس من هرچی دوست داشته باشم صدات میکنم از این به بعد بهت میگم ` کپک` چطوره؟
کوک : خیل خب لیسا خانم وایسا فردا ک شب عروسیه تلافی میکنم (😈)
لیسا : منطورتو چیه؟!
کوک : ب زودی میفهمی، پیاده شو رسیدیم

ویو کوک :
وقتی با لیسا کل کل کردم حالم خیلی خوب شد واقعا کنارش، بودن بهم ارامش میده، دیگ هم درگیر خرید شدیمو اکسمو (جنی رو میگ) فراموش کردم

ویو جین :
بیکار بودم برای همین سوار ماشین شدمو راه افتادن سمت اوت کاذینویی ک اون روز با ته رفتیم تصمیم گرفتم هر جور شده برم با اون دختر حرف بزنم بدون اون واقعا نمیتونم رسیدم سریع رفتم داخل وقتی دیدمش از شدت ذوق یه خنده دندونی زدمو گفتم
جین : سلام
جیسو : سلام بفرمایید امرتون؟ چیزی میل دارین براتون بیارم؟
جین : خودتون لطفا
جیسو : اقا لطفا درست حرف بزنید وگرن...
جین : میتونم بیرون یک لحظه بیرون باهاتون حرف بزنم
جیسو : بله بفرمایید

ویو جنی :
امروز از صبح روز گوهی بود اول صبح ک کوک دیدم الانم معلوم نیس باز بابام چشه منو از سرکار کشونده خونه
رسیدم خونه در حیات کلن باز بود چند تا بنز مشکی هم داخل حیات بود رسیدم به در خونه که دیدم بابامو چند تا مرد گرفتن و یکیشون داشت ب سمتم میومد ک گفتم...

شرایط پارت بعدی :
یاح یاح یاح
لایک : 5
کامنت : 5
دیدین چقدر دختر خوبیم من شرایط ب این اسونی؟ 🤣


پایان پارت دهم
امید وارم دوسش داشته باشین 🤍
ممنون که حمایت میکنید 🙏
خوشحال میشم نظراتتون رو بشنوم 😆


#کوک #کوکی #کیوت #کیپاپ
#استوری #بی_تی_اس #جین #شوگا #جیهوپ #نامجون #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیوت #کیپاپ #کیپاپر #کیف #خوراکی #کیک #عشق #عشقولانه #عشقم #عشق_جان #عاشقانه #عاشق #عاشقانه_ها #عاشقانه_خاص #تکست_عاشقانه #خاص #ویسگون #نوستالژی #نویسنده #نویسنده #معروف #معروف #سلبریتی #خوشمزه #خنده_دار #خنده #خنده_بازار #لاکچری #دوست_دارم #دوست_داشتنی #دوستدارم #دوست_داشتن #love #lovely #bts #jin #suga #jhope #rm #namjoon #jimin #taehyung #v #jungkook #jk  #kpop #korea #کره #کره_جنوبی #کره_ای #داستان #فیک #سناریو #وانشات #رازآلود #ادیت #فکت #ترسناک
#تهکوک #کوک #تهیونگ
#ویسگون #کیم_جنی #جانگ_هوسوک
#تتوآرتیست #آرمی #موچی #کیم_جیسو #لیسا #لالیسا_مانوبان #لیسا_مانوبان #لالیسا #بلک#فیک#جنی#جیسو#mbti
دیدگاه ها (۶۹)

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

پارت ۴که یهو دستم کشیده شد و کشیده شدم تو بغل یکی. سرمو بلند...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

رمان تو خود منی

#برادر ناتنی من

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط