Daimond or love
part 3
فصل دوم
بدنم منقبض شده بود واقع داشت خوابم میومد .....ولی حداقل بخاطر اینکه ببینم کی منو دزدیده بیدار موندم .......
بادیگارد منو رو کولش انداخت ...احساس بودن روی تخت بهم دست داد ......هنوز چشامو باز نکردم که یهودستی داشت موهامو نوازش میکرد......
انگاری قبلا بشناسمش......
چشامو یه ریزه باز کردم ......
.
.
اون....خود جونسو بود ....!
میخواستم کامل چشامو باز کنم ....
که یهو ...چیز گرمی رو روی لبام ، حس کردم ..داره منو میبوسه .
کامل چشامو باز کردم اونم چشاشو باز کرد
ایون :ت..و ..اینجا چیکار میکنی. (جدی)
جونسو :اومدم با هرزه ی خودم بازی کنم
ایون : فک نکنم یادت بیاد هرزه هات کدومان آنقدر که زیادن(جدی)
جونسو : فککنم باید یکم امادت کنم (عصبانی)
ایون ویو
چی...
یه آمپول در آورد میخواست بزنه به گردنم که زدم به بازوش آمپول پرت شد ...شکست
ولی ،اومد از موهام گرفت کشون به سمت یه در برد
روی صندلی وصلم کرد یه سطل آب ریخت روم که سرد بود .....صندلی هم برقی بود اگه روشنش میکرد همون دقیقه میمیرم..
یه سیم مسی خاردار ریز ورداشت بالاتنه امو جر داد شروع کرد به ضربه زدن
جونسو :که منو قال میزاری میری اره (عربده)
ایون : خیلی حال داد (خنده ، با درد )
جونسو : هرزه ی حرومزادع (عربده)
پنجه بوکس رو ورداشت به سمت صورتم حمله کرد فقط میزد میخوردم آخرسر خسته شد منمدافنادم پایین صندلی کف زمین سرد
ولی حرفی رو زد که دلیل زندگیم بود
جونسو :دختر کوچولوت رو یکی از هرزه هام میکنم
میخواستم بلند شم ولی پاشو روی کمرم گذاشت اشکم میومد بخاطر اینکه گفت ولی نمیتونم کاری کنم
جونسو : بنظرت ایو تحمل دیک منو داره (خنده)
ایون : حرومزاده
پاشو که روی کمرم بود رو پیچوندم به عقب بردمش با میله که اونجا بود بهه سمتش رفتم .......تنها صدایی که سکوت رو شکست
صدای برخورد میله به داخل بدن جونسو بود
ایون :همتون حرومزاده اید همتون (جیغ)
راوی
ایون به جونسو که همینجوری صدای قلوب قلوب خون توی دهنش جاری بود نگاه کرد از اون صدا بدش آومد سمت اسلحه رفت اول به دی.ک جونسو بعد به سرش تیر اندازی کرد ...
دوباره بهش نگاه کرد ........
جونسو با حالت بدی اونجا بود ولی از حالت ایون بدتر نبود ....
ویو ایون
صدای بادیگاردا میومد ....
سریعتر دویدم .....
احساس اینکه یه نفر بهم نیاز داره میگه تند تر برو . تند تر ، تند تر .
همش ت گوشم بود با پایی که لنگ میزنه قلبی که شکسته ، مغزی که داره منفجر میشه ، صورتی که داغون شده هر جور شده به سمت خونه رفتم(خونه ایون ت نیویورک هس)
ویو فردا .....
فصل دوم
بدنم منقبض شده بود واقع داشت خوابم میومد .....ولی حداقل بخاطر اینکه ببینم کی منو دزدیده بیدار موندم .......
بادیگارد منو رو کولش انداخت ...احساس بودن روی تخت بهم دست داد ......هنوز چشامو باز نکردم که یهودستی داشت موهامو نوازش میکرد......
انگاری قبلا بشناسمش......
چشامو یه ریزه باز کردم ......
.
.
اون....خود جونسو بود ....!
میخواستم کامل چشامو باز کنم ....
که یهو ...چیز گرمی رو روی لبام ، حس کردم ..داره منو میبوسه .
کامل چشامو باز کردم اونم چشاشو باز کرد
ایون :ت..و ..اینجا چیکار میکنی. (جدی)
جونسو :اومدم با هرزه ی خودم بازی کنم
ایون : فک نکنم یادت بیاد هرزه هات کدومان آنقدر که زیادن(جدی)
جونسو : فککنم باید یکم امادت کنم (عصبانی)
ایون ویو
چی...
یه آمپول در آورد میخواست بزنه به گردنم که زدم به بازوش آمپول پرت شد ...شکست
ولی ،اومد از موهام گرفت کشون به سمت یه در برد
روی صندلی وصلم کرد یه سطل آب ریخت روم که سرد بود .....صندلی هم برقی بود اگه روشنش میکرد همون دقیقه میمیرم..
یه سیم مسی خاردار ریز ورداشت بالاتنه امو جر داد شروع کرد به ضربه زدن
جونسو :که منو قال میزاری میری اره (عربده)
ایون : خیلی حال داد (خنده ، با درد )
جونسو : هرزه ی حرومزادع (عربده)
پنجه بوکس رو ورداشت به سمت صورتم حمله کرد فقط میزد میخوردم آخرسر خسته شد منمدافنادم پایین صندلی کف زمین سرد
ولی حرفی رو زد که دلیل زندگیم بود
جونسو :دختر کوچولوت رو یکی از هرزه هام میکنم
میخواستم بلند شم ولی پاشو روی کمرم گذاشت اشکم میومد بخاطر اینکه گفت ولی نمیتونم کاری کنم
جونسو : بنظرت ایو تحمل دیک منو داره (خنده)
ایون : حرومزاده
پاشو که روی کمرم بود رو پیچوندم به عقب بردمش با میله که اونجا بود بهه سمتش رفتم .......تنها صدایی که سکوت رو شکست
صدای برخورد میله به داخل بدن جونسو بود
ایون :همتون حرومزاده اید همتون (جیغ)
راوی
ایون به جونسو که همینجوری صدای قلوب قلوب خون توی دهنش جاری بود نگاه کرد از اون صدا بدش آومد سمت اسلحه رفت اول به دی.ک جونسو بعد به سرش تیر اندازی کرد ...
دوباره بهش نگاه کرد ........
جونسو با حالت بدی اونجا بود ولی از حالت ایون بدتر نبود ....
ویو ایون
صدای بادیگاردا میومد ....
سریعتر دویدم .....
احساس اینکه یه نفر بهم نیاز داره میگه تند تر برو . تند تر ، تند تر .
همش ت گوشم بود با پایی که لنگ میزنه قلبی که شکسته ، مغزی که داره منفجر میشه ، صورتی که داغون شده هر جور شده به سمت خونه رفتم(خونه ایون ت نیویورک هس)
ویو فردا .....
- ۲۲.۴k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط