مکثی کرد و نوشت ممنون که در دلم ریشه دواندی

مکثی کرد و نوشت: ”ممنون که در دلم ریشه دواندی.”

مکثی کرد و نوشت: ”ممنون که در دلم ریشه دواندی.”
در جواب برایش نوشتم: “خاکت خوب بود؛ من گیاهی نیمه‌جان بودم، خسته از زیستن و از ماندن؛ هوای تو سبزم کرد...
#برایِ_تو
#تمام_ماجرا_همین_است



#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

برده عمارت جئون

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 10 | وقتی نبودنش فرق داشتصبح روز بعد، سوکجین ب...

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

Three

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۶| بعد از اون همه...

رمان اسیر خان پارت یازدهم ۱۱

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط