اوکی اوکی اوکی اینا همه رو بیخیال

اوکی اوکی اوکی اینا همه رو بیخیال

اوکی اوکی اوکی اینا همه رو بیخیال
تهیونگ وقتی توی اون حالت با جیمین قرار گرفت مشت کردن دست کوکی و زدن بیرون رگاش و از حرص تکون دادن پاهاش و در آخرش یه نیشخند زدن و بهش نگاه کردنننننننننننننننننننننننن ببین همششششش>>>>>>>>>>>
دیدگاه ها (۷)

dark life = 47ات ایستاد. قلبش از حرکت ایستاد. جیمین. تهیونگ ...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁴توی راه برگشت به خونه، جیمین با اخم و سکوت، پش...

پارت ۱۴مست شده بودم حالم دست خودم نبود.ناله میکردم و میگفتم ...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

# قولی_که_شکست ###پارت ۷جونگکوک گفت :+ته ته پرا تنو این‌طوری...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۵درِ کلاس بسته شد.جیمین هنوز به تهیو...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

🌹🍷...................پارت۶.................🍷🌹#معشوقه_آلفا………...

سرنوشت پارت(۷)تهیونگ:ا/ت منو ببین تو هنوز همون دختر کوچولوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط