فندوق

#فندوق

#فندوق
ببین من شاید وقتی از دستت ناراحت و عصبیم بخوام که تنهام بذاری و بری یا شاید باهات حرف نزنم؛ اما وقتی که با همه این چیزا بازم پیشم میمونی؛ بغلم میکنی و سعی داری آرومم کنی دقیقاً همون موقع که تو اوج عصبانیت ازت خواستم بری و تو پیشم موندی پتانسیل اینو دارم که هر چی تو وجودم جز تو هست رو بندازم دور، حتی خودمُ و فقط به تو خیره بشم انقدر خیره بشم تا چشام خشک شن {🖇}
دیدگاه ها (۲۳)

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

My lovely neighbor part : 71

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

Custom bride part : 18

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۳اسلاید ۲ رو ببینین و تصور کنین.ج...

**پارت ۲۰**نورِ کم‌جانِ صبحگاهی از بینِ درزِ پرده‌هایِ مخملی...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 20عمارت مینهو ـ ساعت ۱۰ شب مینهو اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط