{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش فرشته ای هم بود و آدم ها را

کاش فرشته ای هم بود و آدم ها را
هر کجای زمانه که خسته می شدند ،
بر می داشت و می برد وسطِ کودکی هایشان رها می کرد .
همانجا که اسباب بازی ها کم بود
و دلخوشی ها زیاد،
مشکلات؛ ساده و کوچک بود و
قلب ها بزرگ...
گلدان ها پر گل بود و خانه ها همیشه بوی صمیمیت و عشق می دادند.
باید فرشته ای باشد که آدم ها را هر زمان که کم آوردند ، بردارد و ببرد به یک عصرِ جمعه ی زمانِ کودکی که بزرگترین اندوه و فاجعه ی دنیا ، تکالیفِ نانوشته شان بود. :)
دیدگاه ها (۰)

کاش فرشته ای هم بود و آدم ها را هر کجای زمانه که خسته می شدن...

پارت دوم:اولین قدمی که کمیل داخل شرکت گذاشت، با موجی از شلوغ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۹

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

P 24

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

P : 29

رمان هفتمین سایه

کن نیچیوا ❤️‍🔥اومدم با پارت ۴ این سناریو ی شاهکار...لایک پار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط