صبحی دیگر اتفاق افتاد

🦌🌳صبحی دیگر اتفاق افتاد

🦌🌳صبحی دیگر اتفاق افتاد
برخیز و خورشید را از پشت پلک های ابر بچین
نور را در آغوش بگیر
بگذار تمام اندوهت ذوب شود
در جای جای صبح🍃
دیدگاه ها (۰)

زندگی جشنی بزرگ است و لبخند، زیباترین هدیه‌ای است که می‌توان...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

تک پارتی ار تهیونگ روی پشت‌بامِ استودیو نشسته بودیم. بادِ خن...

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

«سوگند عشق»³:partصبح، آرامتر از همیشه از راه رسید. نور طلایی...

🚩 شیخ نعیم قاسم، تحفه آقا مجتبی به حزب‌الله است💭 یک بار از ی...

🍁🌞 صبح است، بیا تا که غزل نوش کنیم… 🌞🍁🕊️🎶 آوای خوش چکاوکان ر...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:④پدرم گفت دست‌هاشو تو هم گره زد: «بله ژنرال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط