اینکه میاید بهم می‌گید ما هم غم داریم غصه داریم ولی هیچ و

اینکه میاید بهم می‌گید ما هم غم داریم غصه داریم ولی هیچ و

اینکه میاید بهم می‌گید ما هم غم داریم غصه داریم ولی هیچ وقت نشون نمیدیم منم سعی کردم نشون ندم منم سعی کردم اون دختر مهربونو خوشحال درونمو نشون بدم و اون غمگین و افسرده رو نشون ندم ولی آدما اون مهربونه رو کشتن و الان همین غمگین و افسرده مونده تنها چیزی که الان ازم باقی مونده یه دختریه که ناامیده و فقط می‌تونه از غم‌هاش حرف بزنه و آخرین باری که از ته دل لبخند زد و خوشحال بوده رو یادش نیست
حتی اگه هزار بارم سعی کنم ادای آدمای خوشحال و در بیارم نمی‌تونم چون حتی وقتی ادای یه آدم خوشحالم درآوردم بازم دلمو شکستن
پس ترجیح میدم یه آدم سرد افسرده باشم که کسی نتونه بهش آسیب بزنه
قلبم درد میکنه دیگه بریدم 💔😭
دیدگاه ها (۳۹)

وقتی گرگینه بود📎پارت ۶و جوابی که نشونم داد باعث شد گوشی از د...

dark life = 40

«می‌دونی، عجیب‌ترین قسمتش این نیست که تنها هستم، بلکه اینجاس...

Cold melody part 9سه هفته از اون روزِ فاجعه گذشت. رابطه‌یِ م...

داخل کلاس ما یه اکیپی هست که همیشه به بقیه زور میگن و من خاک...

زیبای کوچک فریبکار

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

بیا پایینعاقا منم اومدم ی بخشی از دراما خودم رو تعریف کنمعاق...

اصلا نفهمیدم کی بیهوش شدم و کی به هوش اومدمولی وقتی بیدار شد...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط