{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Afterglow

پارت هشتم — شهرت
روز بعد، اسم ا/ت در یک سایت خبری منتشر شد.
یک کمپین جدید.
یک مسابقه‌ی پیش رو.
یک عکس از آخرین فشن‌شو.
کامنت‌ها زیاد بودند.
بعضی‌ها درباره‌ی مدل بودنش حرف می‌زدند.
بعضی‌ها درباره‌ی ورزشش.
بعضی‌ها هم درباره‌ی رابطه‌اش با مین‌گیو حدس می‌زدند.
ا/ت صفحه را بست.
مین‌گیو در طرف دیگر شهر مشغول تمرین بود.
هر دو معروف بودند.
هر دو برنامه‌های فشرده داشتند.
و هر دو به این عادت کرده بودند که بخشی از زندگی شخصی‌شان همیشه زیر نگاه بقیه باشد.
اما یک چیز را هنوز خوب بلد بودند:
وقتی درها بسته می‌شد، زندگی‌شان مال خودشان بود

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۴)

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

معرفی رمان:بعضی آدم‌ها وارد زندگی‌ات می‌شوند و می‌روند؛اما ب...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟙𝟘: حقیقتصدای قدم‌های رزی در راهروی تاریک ن...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

فاصله یک لبخند تا جنون

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

دختر تنها______________________________________________ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط