{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

چه گویم سوختن های پر و بال خیالی را
نمیفهمد کسی حال درخت خشکسالی را

همیشه تشنه ی شعرم شبیه سینه ی صائب
نگیر از قصه ام این کوزه ی آب سفالی را

همیشه عصر ها را می‌نشینم گوشه ی ساحل
دوباره چشم میدوزم،، غروب پرتقالی را
دیدگاه ها (۰)

برادر ناتنی

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

عاشقانه های شبنم

تو را به خاطرات نمی‌‌سپارمهمواره بوده ایهمیشه کنارِ من هستی‌...

تو را به خاطرات نمی‌‌سپارمهمواره بوده ایهمیشه کنارِ من هستی‌...

تو را به خاطرات نمی سپارم...همواره بوده ای ،همیشه هستی...این...

مادرمشبیه فانوس بود و هربار که از سوختن خسته می شد یکی دوبا...

حالم خوب استباور کنشکوفه های پشت پنجره هم می داننددلم را با...

💞💞💞💞💞💞اونجا که محمدعلی بهمنی میگه:شبانه های مرا میشود سحر با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط