{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

چه گویم سوختن های پر و بال خیالی را
نمیفهمد کسی حال درخت خشکسالی را
دلم می‌سوزد از اینکه کنارم هستی و انگار
نمی بینی تو هم ای بی‌وفا آشفته حالی را
همیشه تشنه ی شعرم شبیه سینه ی صائب
نگیر از قصه ام این کوزه ی آب سفالی را
نباشی پیش من هر روز را صد بار می‌میرم
چه باید کرد ای لیلی روال این توالی را
نمی‌دانم چرا روی خوش از این قصه برگشته ست
جوابی نیست هرگز جمله ی تلخ سوالی را
و با این حال میدانم که در افسانه ها هرگز
نگیرند از نگاه قاصدک باد شمالی را
همیشه عصر ها را می‌نشینم گوشه ی ساحل
دوباره چشم میدوزم،، غروب پرتقالی را
دیدگاه ها (۰)

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

بعد از حرف نازنین، اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.هیچ‌ک...

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت چهارم: سایه‌های سرد در آکادم...

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ⁹اردوگاه مثل همیشه ساکت بود و فقط صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط