کارگرها آخرین کارتن وسایل را که بردند

کارگرها آخرین کارتن وسایل را که بردند،

کارگرها آخرین کارتن وسایل را که بردند،
چند ثانیه در پله‌های خانه پیشین ایستادم
و با همه‌چیز خداحافظی کردم.
بعد با خودم فکر کردم؛ مرگ باید این‌شکلی باشد.
تو می‌روی، و همه‌چیز ادامه دارد...

#Nostálgico_Time
دیدگاه ها (۰)

شاید عجیب به نظر برسد، اما وقتی ۹ یا ۱۲ ساله بودم، گاهی با خ...

HATE TO LOVE⁸(ویو:رز)که صدای شیپور از دور شنیده شد...بالاخره...

درخواستی شینیچیرو

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

و ته...هنوز نگاهم می‌کرد.من لبخند زدم.یه لبخند پر از اشک.بعد...

عاشقانه های شبنم

رها🍂 گاهی که فکر می کنم چشمانم بی اختیار پر از اشک می شودبا ...

«از کافچی پرسیدم: چرا این فرش رو نصفه کاره گذاشتی و قاب کردی...

🐻✨️~ سفری به گذشته، همراه با V و تکنولوژی‌های وینتیج.¹ 🥹🖤✨🎙️...

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط