{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیونلیکس

#mafia_boss_fall_in_love
part4
ویو فلیکس
(خب دیگه بعد 📿📿 نماز خوندن صبح شد دیگه )
بیدار شدم
+عای دلم
نباید هیونجینو بیدار کنم
_بیبی
+جانم
_حالت خوبه
+اره فقط یکم دلم درد میکنه...ددی هیون
(لبخند زد)
اولین بار که لبخندشو میبنم
+ددی...موقعی که لبخند میزنی خیلی خوشگل میشی
_میخوای دلمو ببره ها؟؟
(قلقلکم داد)
شروع کردم به خندیدن
+بسه...هیون
_خیلی کیوتی
(لبم رو خیلی اروم بوسید و بعدم براید استایل بغلم کرد)
+هی ددی
_جونم بیبی
(لبامو غنچه کردم)
_قربونت برم من لیکسی
ویو هیونجین
(گذاشتمش رو مبل و بعد نشستم کنارش و دستشو گرفتم و اونم دستمو گرفت)
_خب،دوست داری کجا بریم امشب
+نمیدونم
_کافه خوبه
+عالیهههههههههههههه
_باشه
+مرسی ددی
_خواهش میکنم لیکسی
(گذاشتمش رو پام و شروع کردم به بو کردن گردنش)
_امگای من
(اونم گردنمو بو کرد)
+القای خوشتیپم
(از لب بوسیدمش)
دیدگاه ها (۲)

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

#عشق_بعد_نفرتپارت 10ویو یونگیچرا این اینطور شد؟ یعنی از حرفم...

پارت 37 رمان عشق مدرسه ای و ات هم اومد تو بغل هیون و هیون مح...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

The unwanted roommate _________________________در رو باز کرد...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

🌹My Dream 🎤Part ²³🌹صبح ویو ایزابل🌹با بوی پنکیک پلکامو از هم ...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط