{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی نقابت افتادسکوت کردم

با همون‌ها بمون...
وقتی نقابت افتاد، من چیزی نگفتم؛
فقط سکوت کردم و فاصله گرفتم.
تو انتخاب کردی چه آدم‌هایی کنارت باشن،
پس با همون‌ها بمون...
شاید کنار اون‌ها، یک روز فرقِ منو بفهمی.
من دیگه نه توضیحی دارم، نه گلایه‌ای؛
فقط می‌ذارم انتخاب‌هات، خودشون برات حرف بزنن. 🖤

#سکوت #انتخاب #فاصله #نقاب #غرور #حقیقت #آدمها #دلتنگی #دلنوشته #بی_تفاوتی#عشق #خیانت #دورویی #غم#تنهایی
دیدگاه ها (۷)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰³بعد دستاشو روی پهلوهام گذاشت و منو ب...

تک پارتی ویو ا.ت از شدت خنده روی سرامیک های سرد آشپز خونه در...

Destiny part 10

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

پارت ۲۶

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت چهارم :ویو کوک:ساعت نزدیک هشت شب ب...

هنوزم وقتی می‌نویسم، دستم می‌لرزه. نمی‌دونم از سرماست یا از ...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط