#نقاب
#تهیونگ
#جونگکوک
#جیمین
#رمان
#نامجون
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁷اما چیزی که بیشتر از هر چیزی منو شوک...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁶_تو..چرا همش میخوای قهرمان باشی؟صداش...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁵درحال بررسی بمب بودم که یهو صدای دوی...
وقتی نقابت افتادسکوت کردم
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁴_توی عمارت بمب گذاشتیمچشمهام گرد شد...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹³_و یه بچهی دیگه جایگذینش شدنفسم بند...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹²جیان،اسلحه ای که زیر شال پشمیش پنها...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹¹فقط نگاه میکرد.نگاهش مستقیم روی من ...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁰کاش میشد همین چند دقیقه رو از همهی...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁸عصر..خیلی زودتر از چیزی که فکر میکر...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁷بعد از خوردن صبحونه از اتاق اومدم بی...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁶بدون اینکه حتی متوجه گذر زمان بشم با...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁵جونگکوک دوباره سر جاش نشسته بود.انگ...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁴همهچیز بیش از حد آروم بود..آرومتر ...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰³بعد دستاشو روی پهلوهام گذاشت و منو ب...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰²صدای نفسهای عصبیش از پشت خط شنیده ...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰¹با دست گرمش دستم رو گرفته بود..مثل ا...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁰_امشب شام توی سالن غذاخوری سرو میشه...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁹فنجون قهوهش از دستش افتاده بود و دست...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین